سالی که کهنه ماند!

شیر آب را بستم. هیچ چوب و خاکستری از چهارشنبه‌سوری توی حیاط باقی نمانده بود. با دست راستم صورتم را خیس کردم و رفتم داخل اتاق. مادر، مادربزرگ و عمه‌ها داشتند رختخواب‌ها را می‌آوردند سمت حیاط تا آفتاب بخورد و میکروب‌هایش از بین بروند. دری که از آشپزخانه به حیاط باز می‌شد را گرفتم تا چند لحاف و تشک را وارد حیاط کردند. رفتم داخل اتاق و نشستم لب پنجره. همین‌طور که باغچه و خیابان _که از پشت حصار دور خانه مشخص بود_ را نگاه می‌کردم، با خودم می‌گفتم کاش زودتر همه‌ی رختخواب‌ها را روی تخت‌ها، توی حیاط پهن کنند و من بروم روی آن‌ها دراز بکشم، کاش مادر اجازه دهد شب را توی حیاط بخوابم و تنگ ماهی‌ها هم تا صبح کنار تخت باشد. از کنار پنجره بلند شدم و رفتم توی آشپزخانه. پارچه روی سبزه‌ها _که هنوز کامل نشده بودند_ را کنار زدم. شیر ظرفشویی را باز کردم. دستم را بردم زیر آب. و دو بار پر کردم و پاشیدم روی سبزه‌ها.

“الان خودم رو می‌رسونم”. گوشی را گذاشتم. دستم را محکم به پیشانی‌ام زدم. ناگهان چشم‌هایم پر از اشک شد و یک‌باره جاری شد روی صورتم. بلند شدم تا بروم لباس‌هایم را بپوشم. آن‌قدر چشم‌هایم از اشک پر بود که جلویم را کامل نمی‌دیدم و پایم گیر کرد به پایه میز عسلی. میز افتاد. شیشه‌اش خورد به پایه کاناپه و خورد شد. اصلا نگاهش نکردم و بی‌توجه به پشت سرم رفتم سمت اتاق. فکر این‌که همسرم برای چهارمین بار در این هفته تشنج کرده، آزارم می‌داد. مهم‌تر از آن، این‌که این بار بیرون از خانه حالش بد شده. حادثه‌ای که دوست نداشت هیچ‌وقت اتفاق بیافتد. همان‌طور که شلوارم را می‌پوشیدم، موبایل را با کتفم کنار گوشم نگه داشتم. “ماشین دارید؟”. دکمه‌های پیرهنم را بستم. “چند دقیقه دیگه می‌رسه؟”.  کمربندم را بستم. “عجله دارم. ممنون.”. کیفم را برداشتم و رفتم سمت در. ماشین رسید. سوار شدم. رادیوی ماشین روشن بود. موسیقی شادی پخش می‌شد. صورتم خیس بود اما دیگر از چشم‌هایم اشک سرازیر نبود. موسیقی قطع شد. هرچه پول در جیب کتم بود درآوردم تا بعدا برای دادن کرایه معطل نشوم. صدای تیک‌تاک ساعت پخش شد. یاد دخترم افتادم که با دوستش رفته بود بازار. انگار با خودش کلید نبرده بود. چشم‌هایم را بستم. هرچه سعی کردم یادم نیامد دخترم کلید دارد یا نه. صدای انفجاری از رادیو پخش شد. از جایم پریدم. “آغاز سال یک‌هزار و سیصد و …”

[دختر جوان نگران، پشت در انتظار می‌کشد]

Leave a Reply