چاپ سوم قطع صنوبر

اسمم را پرسید . بالای صفحه سفید اول برایم تقدیمیه نوشت . اولین مجموعه شعرش بود . “با باد در برگ های صنوبر برقصیم”اسم کتابش بود . کتاب را ورق می زنم . دو سوم صفحه سفید است و گاه گاهی آن پایین چیزی نوشته شده است . صفحه سیزده را می خوانم . صفحه سفید پوش است مثل یک روز برفی و ردپای کوتاه یک گربه روی برف . شعرش سه چهار خط است .

صنوبر ایستاده است با دستانی گشوده

باد صدایم می کند

با باد در برگ های صنوبر می رقصم

صنوبر ا در آغوش می کشم/باران می بارد.

*
کتابش چاپ دوم شد . با همان صفحات سفید با دو سه خط شعر . دیروز صدای اره برقی که افتاده بود به جان  صنوبرها پرستو ها را فراری داد . شاید صنوبرها چاپ سوم را در آغوش بکشند.

Leave a Reply